تبليغاتX
نازنین دختری از فصل تابستان
نازنین دختری از فصل تابستان
 
قالب وبلاگ
به حکم خدا راضی باش. در جواب تعجیل منما و ناپرسیده مگوی. از دوست به یک جور و جفا

کناره مگیر. بر زاهد جاهل اعتماد مکن. دوست را به تواضع بنده کن و دشمن را به احسان و

گذشت دوست کن. بنده حرص مباش و خفته غفلت مشو. نفس را از برای مال پایمال نکن. اگر

صلح بر مراد برود جنگ مکن. در آن کوش تا زنده شوی و دست می جنبان تا کاهل نشوی و روزی

از خدای تعالی دان تا کافر نشوی. به حقارت در هیچکس منگر. وفا از مردم اصیل جو که اصیل

هرگز خطا نکند. بیاموز و بیاموزان. کم گوی و کم خور و کم بخواب. با مردان جنگ دوستی کن که

در وقت محنت با تو می مانند. کسی را به سخن رنجه مکن. از مردم نو کیسه وام مخواه. مردم را

در غیبت همان گوی که به روی توانی گفت.

به حکم خدا راضی باش 
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ناز بانو ] [ ]
سه روزه مادربزرگــــــــــــــ از بین ما رفته

هنــــــــــوز باورم نمیشه

هنــــــــــوز فکر میکنم خوابـــــــم

هنــوز فکر میکنم تو خونه است و داره صــــــدام میزنه

هنــــــــــــــــوز...................

=================================================
با آخرین نفس

بوی غریب پرسش فردا را


/ در خانه ریخت


آنگاه بی درنگ


مادربزرگ من


در جامه ای به رنگ سرانجام


/ پیچیده شد


بوی کبود مرگ


ما را احاطه کرد


مادر بزرگ من


با گیسوان نقره ای بی فروغ خویش


سطح کبود و سربی تابوت سرد را


/ پوشانده بود


ما چند لحظه ای


در کوچه های سردِ سرانجام خویشتن


در ترس و اضطراب


/ فرو ماندیم


چندان عمیق که گفتی


/ دنیا


تا لحظه ای دگر


/ تعطیل می شود


اما دریغ


ای کاش « عاقبت »


/ یک جاده بود


یک جاده ی بلند که هر روز


ما عابران گیج و مقصّر


از روی احتیاج در او گام می زدیم


او را چنان که گفت


با یک کفن به خاک سپردیم


اما وقتی که آمدیم به خانه


حرص و ولع


روی شعور برگ و درخت آرمیده بود


و حس ظالمانه ی تقسیم


/ جان می گرفت


در لحظه های آخر اندوه


اشیاء هر کدام


یک برگ از وصیت او شد


کم کم


مادربزرگ و مرگ فراموش می شوند

========================================

زندگی سرسره است
میکنی دل از خاک
پله پله تا اوج، می روی تا پرواز
بعد از آن بالا
می خوری سُر آرام
ذره ذره تا خاک
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ ] [ ناز بانو ] [ ]

سلامممممممممممممممممممممممم یه سلام گرم و پر انرژی در سال جدید به همه دوستان

عزیزم امیدوارم هر کجا هستید خوب و شاد و سلامت باشید روزهای بهار هم یکی یکی خیلی

زود داره سپری میشه و تعطیلات تموم ودوباره روز از نو روزی از نو زندگی از نو کار و درس و

فعالیت از نو...امیدوارم که به همگی خوش گذشته باشه و از تعطیلات استفاده کرده باشید من

که از اولین روز گفتم تو عید به کارای عقب افتاده ام برسم و درس بخوووونم اما واقعا تو فضای

عید و تعطیلات نمیشه درس خوند و تاامروز هیچ نخوندم تو عید از خونه بیرون نرفتم چون خیلی

شلوغه و تو خونه آرامشش بیشتره ازدوشنبه هم دوباره کلاسای دانشگاه شروع میشه و چند

روز بعد هم میان ترم و....روز قبل ازسال تحویل امتحان آیین نامه دادم و قبول شدم الان دیگه

مونده امتحان شهری که بعد ازتعطیلات باید برم کلاس ورزش هم از هفته آینده دوباره میرم چون

الان که نمیرم وافعا جای خالیشو احساس میکنم و فکر میکنم واقعا بهش احتیاج دارم و نمیشه

بدون ورزش...ین روزها باشنیدن موسیقی رابطه خوبی پیدا کردم ....امیدوارم امسال واسه

همتون سال خوبی باشه هرکسی به اون چیزای که میخواد برسه آرزومه دوستان خوبم به

آرزوهاشون برسن

چه دعایی کنمت بهتر از این : خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق...

چه دعایی کنمت بهتر از این : که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد...

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ دوست من.....

[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ ] [ ناز بانو ] [ ]

سلام به دوستان عزیزممم امیدوارم هر کجا هستید خوب و خوش و سلامت باشید

چقدر دلم واسه وبلاگ و دوستای اینجا تنگ شده بووووووووووووووووود

غیبت تقریبا طولانی من رو ببخشید در گیر امتحانات بودم و بعد از امتحانا 2-3 کلاس
 
فوق العاده میرفتم انشالله به همتون سر میزنم عزیزانم ممنونم از دوستانی که

همیشه به یادم هستن ترم قبل گذشت...خیلی زود هم گذشت ...

خوشبختانه همه واحدامو به خوبی پاس کردم و با انگیزه بیشتری ترم جدید رو

که تقریبا از اول اسفند هستش شروع کردم و الان دیگه میدونم چه جوری باید درس

خوندو...به قول معروف حساب کار دستم اومده...

در حال حاضر در کنار دانشگاه کلاس رانندگی و کیک بوکسینگ میرم

روزها میگذرند همینجور گاهی خوش گاهی عادی گاهی....

چه بهتر که قدر ساعتها و روزهایی که میگذرند رو بدونیم و مفید بگذرونیمشون


دوستای گلم  مواظب خودتون باشید سعی میکنم زود به زود بیام/ یا حق


تقدیم به دوستان مجازی ام که حضورشون در زندگیم واقعیت محضه!دوسستتون دارم

اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی

اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته

خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند

وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد

وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش

نگرانش میشوم

دلتنگش میشوم

وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود

مطمئن میشوم که حقیقی ست

هرچند کنار هم نباشیم

هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،

من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم

هر کجا که باشد
_________________________________________________

کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است

 از تماشاگر اغاز حیات 

تا به جایی که خدا می داند

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ ] [ ناز بانو ] [ ]


 

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

اگر سفر نكنی،
 
اگر كتابی نخوانی، 
 
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، 
 
اگر از خودت قدردانی نكنی.
 
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی 
 
زمانی
 
كه خودباوری را در خودت بكشی، 
 
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر برده‏ی عادات خود شوی.


به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
 
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
 
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی …
 
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
 
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
 
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
 
اگر هنگامی كه با شغلت شاد نیستی، آن را عوض نكنی،
 
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
 
اگر ورای رویاها نروی،
 
اگر به خودت اجازه ندهی،

كه حداقل یك بار در تمام زندگی‏ات
 
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .

به آرامی شروع به مردن می کنی اگر ورای رویاهایت نروی.


امروز زندگی را آغاز كن!
 
امروز مخاطره كن!
 
امروز كاری كن!
 
نگذار كه به آرامی بمیری!
 
شادی را فراموش نكن
 
برای شما زنده بودنی سرشار از زندگی را آرزو می کنم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من در اندیشه ی فرداهای بهتر

نگاهم را می گیرم دیگر از پشت سر

دنیای غم دیگر برایم رسید به آخر

شاید دیگر رسیده ام به این باور

 

 
 
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ ] [ ناز بانو ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نیرویی از آن توست باور نکردنی
و توانایی به کارهایی که تصورشان هم مشکل است
تنها مانع دیوار بلند ذهن توست
پس به ناتوان بودن میندیش
باور کن که می توانی
×××××××××××
زمستان نيز در اين برفِ بی‌پايان
پير خواهد شد.
همين جا بمانيد
کنار هم که باشيم
گرم خواهيم شد.

پراکندگی خوب نيست
پراکندگی
سرآغازِ سرمایِ بی‌رحم زمستان است.
شک نکنيد
بحثِ بی‌دليلِ بعضی‌ها
به جايی نخواهد رسيد.

زندگی
همين است
در اين برفِ سرخِ مايل به سرخ.
امکانات وب